|
اگه آدم بشید ونظر بدید آهنگ جدید متال براتون میزارم
+ نوشته شده توسط پارسا در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت
16:5 |
+ نوشته شده توسط پارسا در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت
15:58 |
شرمنده که نبودم و آپ نکردم
+ نوشته شده توسط پارسا در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت
15:48 |
رحلت حضرت رسول (ص)وامام حسن مجتبی(ع) بر تمام شیعیان جهان تسلیت باد + نوشته شده توسط پارسا در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت
18:59 |
عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني . عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم + نوشته شده توسط پارسا در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت
14:57 |
همیشه یه کسایی بودن که بهم میگفتن چرا تو عشق نداری؟
همیشه بودن کسایی که بهم بگن عشق یعنی زندگی...
میگفتن اگه عاشق نشی یعنی زندگی نکردی...
ولی بهم نگفتن اگه اسیر یکی بشی دلت میسوزه...
بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه انگار تموم جونتو به آتیش میکشن...
بهم نگفتن اگه تموم روز ببینیش بازم دلتنگش میشی...
بهم نگفتن ممکنه یه روز بذاره بره...
بهم نگفتن...
نگفتن که تو پشت سرش اشک میریزی ولی اون بی اعتنا میره...
نگفتن تو دیوونش میشی ولی اون بی خیالت میشه...
+ نوشته شده توسط پارسا در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت
14:55 |
من اگر اشـــک به دادم نرسد مي شکنم
اگــــر از ياد تو يادي نکنم ميشکنم
بر لب کلبه ي محصور وجود
من اگر دراين خلوت خاموش سکوت
اگـــــر از يــاد تو يـــادي نکنم ميشکنم
+ نوشته شده توسط پارسا در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت
14:52 |
وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟
زود دستمو بالا بردم گفتم يک بخش اما ............. از وقتي تورو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه: عطش ديدنت.... شوق بودنت.... و اندوه بي توموندن + نوشته شده توسط پارسا در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت
14:51 |
اشک رازی ست + نوشته شده توسط پارسا در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت
14:49 |
عشق فرمان داده که به تو فکر کنم
+ نوشته شده توسط پارسا در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت
14:46 |
سلام بچه ها اگر می خواهید با من تماس داشته باشید ه آی دی های زیر بروید + نوشته شده توسط پارسا در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت
17:3 |
سلام بچه ها اگر می خواهید با من تماس داشته باشید ه آی دی های زیر بروید + نوشته شده توسط پارسا در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت
17:2 |
+ نوشته شده توسط پارسا در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت
16:27 |
+ نوشته شده توسط پارسا در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت
16:25 |
+ نوشته شده توسط پارسا در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت
16:21 |
+ نوشته شده توسط پارسا در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 و ساعت
17:1 |
+ نوشته شده توسط پارسا در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت
16:25 |
تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا ميخواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد ميكنه كه: خوب بابا همه تو آب ميشاشند! يارو ميگه: آره، ولي نه از رو دايو! + نوشته شده توسط پارسا در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت
17:17 |
تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده! + نوشته شده توسط پارسا در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت
17:11 |
تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده! تو خونتون
+ نوشته شده توسط پارسا در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت
17:10 |
يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده! + نوشته شده توسط پارسا در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت
17:7 |
تو جزيره آدمخورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نميگه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نميگه و پول و ميده و ساندويچش رو ميخوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو ميكوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:آخه عزيز من،اين يكي مغز تركه، بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!
+ نوشته شده توسط پارسا در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت
17:1 |
تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برميگرده به تركه ميگه اسم توچيه؟! تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون! + نوشته شده توسط پارسا در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت
16:59 |
2.سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
3.وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين
4.وقتي از كسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
5.كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسكناس هزاري پرداخت كنيد
6.همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين
7.جدول نيمه تموم دوستتون رو حل كنين
8.روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه كيلومتر در ساعت حركت كنين
9.وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب كانال رو عوض كنين
10.از بستني فروشي بخواين كه اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه
11.در يك جمع سوپ يا چايي رو با هورت كشيدن نوش جان كنين
12.به كسي كه دندون مصنوعي داره بلال تعارف كنين
13.وقتي از آسانسور پياده ميشين دكمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين
14.وقتي با بچه ها بازي فكري مي كنين سعي كنين از اونها ببرين
15.موقع ناهارتوي يك جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي كه چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين
16.ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به كار ببرين (خوب خود نويسنده اينو گفت ديگه.....منم اينو به اسم خودم به كار مي برم)
17.بوتيك چي رو وادار كنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ كدوم جالب نيست و سريع خارج بشين
18.شمع هاي كيك تولد ديگران رو فوت كنين
19.اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف كنين
20.وقتي كسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش كلاه رفته
21.صابون رو هميشه كف وان حموم جا بذارين
22.روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب كنين
23.وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده
24.وقتي كسي در جمعي جوك تعريف مي كنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
25.چاقي و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري كنين
26.بادكنك بچه ها رو بتركونين
27.مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد كنين و بهش بخندين
28.وقتي دوستتون موهاي سرش رو كوتاه ميكنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد
29.بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
30.كليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره
31.ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين
32.
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين 33.هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره
34.حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين
35.نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين
36.دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين
37.عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين
38.پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين
39.با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
40.شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
41.موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
42.توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين
43.شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين
44.توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين
45.توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين
46.جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين
47.يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين
48.توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه
49.چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين
50. بگي 50 راه بازي با اعصاب اونوقت 49 تاشو بنويسي + نوشته شده توسط پارسا در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت
16:49 |
یا حسین غریبه مادر تویی اربابه دله من
یه گوشه چشمه تو بسه واسه حله مشکله من نظر یادت نره تو این ایام حرامه + نوشته شده توسط پارسا در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت
19:37 |
|
|